جمال پوركریم

یكی از گزینه‌های اساسی مبارزه‌ برای آزادی و رهایی ملتهای تحت ستم از استعمار و توتالیتاریسم در ایران، هماهنگی و همكاری همه جانبه سیاسی، فرهنگی، نظامی و …غیره، بین ملل غیر فارس با یكدیگر است، اتحاد، همكاری، هماهنگی و انسجام مابین مللی كه‌ حدود تقریبی تمامی محدوده‌ مرزی جغرافیای قراردادی ایران را در اختیار دارند، میتواند راه را برای آزادی و رهایی از دیكتاتوری جمهوری اسلامی ایران هموار كند .

پنج ملت تورك اذری، كورد، عرب، بلوچ و ترکمن كه‌ بالاجبار در یك محدوده‌ جعلی جغرافیایی به‌ نام ایران جای گرفته‌اند، هر كدام دارای سرزمین و خاك مختص به‌ خود هستند كه‌ بیشترین مرزهای ایران كنونی را در اختیار دارند که تاکنون این امر سبب شده است تا در مراحل مختلف تاریخی سپر بلای مرکزنشینان ایران گردند.

همین مسئله البته خود مزایای خاص خود را نیز دارا می باشد مشروط بر اینکه این ملتها در مبارزات خود بر علیه‌ رژیم ایران منسجم و هماهنگ عمل كنند، بدون شك با توجه‌ به‌ استراتژیك بودن موقعیت جغرافیایی میتوانند با ضربه‌هایی هماهنگ رژیم ایران را از پای در بیاورند.

اكنون كوردستان  در مبارزات مسلحانه‌ بر ضد رژیم ایران فصل نوینی را آغاز كرده‌ و همزمان مبارزات مدنی نیز با وجود سركوب و ایجاد رعب و وحشت و خفقان در اوج قرار گرفته‌ است ، آنسوتر در الاحواز نیز همزمان با مبارزات مدنی مردم، احزابی كه‌ خواهان كشور مستقل الاحواز هستند، هر از چند گاهی ضربه‌های نظامی بر پیكره‌ رژیم وارد میكنند، مبارزات مدنی نیز در این خطه در اوج خود طی سی و هفت سال اخیر قرار گرفته است.

در گوشه‌ای دیگر از این جغرافیای جعلی” ایران”، ملت بلوچستان، همگام با مبارزات مسلحانه‌ ملل كورد و عرب، مبارزه‌ای مسلحانه‌ را بر ضد نیروهای اشغالگر دولت ایران شروع كرده‌ است .

اما در آذربایجان و توركمنستان، احزاب و جریاناتی جدی كه‌ دارای نیروهایی نیز باشند و سابقه عملیات مسلحانه‌ بر ضد رژیم ایران را نیز دارا باشند در شرایط كنونی وجود ندارند. ” اگر آذربایجان خود را منسجم كند و به‌ مبارزه‌ مسلحانه‌ بر علیه‌ رژیم ایران بپیوندد، اهرم فشار بزرگ و موثری خواهد بود،اما متاسفانه‌ چنین توقعی از اذربایجان كه‌ خود نیز در قدرت سیاسی ،نظامی و اقتصادی ایران نقش و سهم بسزایی دارد ، بعید به‌ نظر میرسد” این خلأ اکنون به طور کامل محسوس می باشد و نیروی آذربایجان بجای خدمت به ناسیونالیسم ملی خودش در خدمت قدرت قرار گرفته است و گاها به عنوان نیروی سرکوب نیز از ان  در جهت خدمت به‌ ملت فارس و فارسستان سوءاستفاده می شود.

 سه‌ ملت عرب، كورد و بلوچ، هر كدام دارای احزاب و جریاناتی هستند كه‌ به‌ مبارزه‌ مسلحانه‌ معتقد می باشند و هم اکنون در حال عملیاتی نمودن کامل گزینه‌ نظامی برای براندازی رژیم ایران هستند که توأم و همسو نمودن آن در هر منطقه و هماهنگسازی ان با دیگر ملتهای تحت ستم در ایران می تواند با توجه به تغییرات اساسی محسوس و مشهور در خاورمیانه و جهان و شروع روند شکل گیری ائتلافی منطقه ای و شاید جهانی بر علیه جمهوری اسلامی، در نهایت به رهایی این ملل و بازپس گیری هویت ملی تاریخیشان منجر گردد.

اما ضعف ضعف كار و مبارزه‌  در كجاست؟ ایا رژیم ایران ، رژیمی قدرتمند و قوی است و ملتهای تحت ستم توان براندازی ان را ندارند ؟

همچنان كه‌ در ابتدا اشاره‌ كردم ، مناطق استراتژیك و مرزی را ملتهای كورد ، عرب، بلوچ، تورك اذری و توركمن  تشكیل داده‌اند ، كه‌ اگر این ملل نه‌ بصورت پراكنده‌ ، بلكه‌ به‌ شیوه‌ای هماهنگ و برنامه‌ ریزی شده‌ عملیات مسلحانه‌ و مبارزات مدنی هماهنگ را در مناطق ملل عرب ، بلوچ،كورد، تورك اذری و تركمن طرح ریزی كنند ، موفق تر خواهند بود و روند براندازی رژیم ایران سرعت بیشتری به‌ خود میگیرد.

نیروهای وابسته‌ به‌ احزاب و سازمانهای این ملل میتوانند از لحاظ نظامی ، اموزشی و لوجستیكی با یكدیگر همكاری داشته‌ باشند

برای نمونه‌ اگر در بخشهایی از كوردستان ، حملاتی نظامی بر علیه‌ رژیم ایران در جریان است ، بایستی همزمان در بلوچستان و الاحواز نیز این حملات مسلحانه‌ صورت بگیرد ، یا بلعكس اگر در الاحواز حملات مسلحانه‌ در جریان است در دیگر نقاط هم حملات مسلحانه‌ انجام بگیرد ، حملات هماهنگ و برنامه‌ ریزی شده‌ ، باعث میشود كه‌ رژیم ایران نتواند قدرت نظامیش را در یك منطقه‌ متمركز كند و در نهایت نیرو و قدرتش در این مناطق تقسیم شده‌ و ضعیف خواهد بود .

در نهایت اگر مرزها ناارام باشند ، مركز نیز دچار بحران و ناارامی خواهد شد ، و این یكی از راههای برون رفت از جمهوری اسلامی و رهایی از دیكتاتوری است .