مطلب ذیل از سوی جمال پورکریم، فعال سیاسی کورد، در روز اول سمینار “رویارویی مشترک با تروریزم ایرانی” در بلژیک، که از سوی حزب حرکە النضال العربی التحریر الاحواز در روز شنبه ۲٠ ژانویه برابر با ٣١ دیماه ماه ۱۳۹۶ شمسی تدارک دیده شده بود، ارائه شده است.

قبل از ارائه مطلبم، از تمامی حضار پوزش می طلبم که مطلبم را با زبانی (فارسی) ارائه می دهم که برای ما کوردها، بلوچها، عربها و آذریها و … زبان شکنجه و تهدید و اعدام بوده است.

جمهوری اسلامی ایران با اعدام شروع شد با ترور همراه با اعدام و ارعاب گسترش یافت و اکنون سرکوب و اعدام سیستماتیک در داخل و تعرض به خاک کشورهای همسایه و دخالت در امورات داخلی آنها و گسترش تروریسم تا حد تروریسم بین المللی، به حیات در حال خاتمه خود ادامه می دهد. این مسائل نشانگر واقعیت ملموس این رژیم ایدئولوژیک می باشد که بنا بر شواهد، بر پایه فاشیسم فارسی و مرکزمحور بنا نهاده شده است که مذهب و دینی ویژه را نیز در خدمت تحقق هدف اصلی اش مورد سوء استفاده قرار داده است.

در روز ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ اولین گروه از سران نظام سابق که شامل ۴ امیر نیروهای مسلح شاهنشاهی ایران بود با حکم دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی به اعدام محکوم شدند.
اعدام ۵۹ نوجوان و جوان محصل مدرسه ای بیگناه در روز ۲۷ اسفند‏ماه ۱۳۶۱ شمسی که به طور تصادفی در مدارس و یا کوچه ها دستگیر شدند، بعدها اعدام شده و بر طبق برخی شواهد در گورستانی در تبریز به خاک سپرده شده اند.

ترور حسن شیوه سلی از رهبران حزب دمکرات در روز ١۶ آذر ١٣۶۶ از طریق بمب گذارب در کتاب “سپید دندان” که وی بر اثر این اقدام تروریستی، هر دو دست از مچ، بینایی هر دو چشم ، شنوایی کامل یکی از گوشها و آن یکی ٢۵%، حس بویایی و ٨ دندان خود را از دست داد.

اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ واقعه‌ای بود که طی آن به‌فرمان سید روح‌الله خمینی، چندین هزار زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ۱۳۶۷ خورشیدی به‌شکلی مخفیانه، اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند.

از ابتدای انقلاب ۵۷ ایران تا به حال، ۲۰۲ نفر از بهائیان به خاطر اعتقادشان به دین بهائی، یا ترویج و تبلیغ آن، توسط حکومت اسلامی اعدام شده‌اند.

ترور رهبران کورد دکتر عبدالرحمن قاسملو و یارانش در وین، پایتخت کشور اروپائی اتریش در سال ۱۹۸۹ و ترور دکتر سعید شرفکندی و سه تن از همراهانش در رستوران میکونوس در سال ۱۹۹۲ در کشور اروپائی آلمان.

نمونه های ترور جمهوری اسلامی هم در رابطه با مخالفان رژیم در داخل و خارج و هم ترور در کشورهای عربی و جهان به حدی زیاد است که خود چندین سمینار را می طلبد اما بنده اینجا به این چند مورد بسنده می کنم.

این موارد و صدها مورد دیگر ما را به این حقیقت رهنمون می سازد که همچنانکه جیمز متیس، وزیر دفاع امریکا که روز جمعه، ۱۱ فروردین ۱۳۹۶ شمسی، در یک نشست خبری در لندن گفت، ایران همچنان در حال صدور تروریسم در جهان و حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی است و همچنانکه وزارت خارجه آمریکا، در تازه ترین گزارش خود که روز چهارشنبه ۲۸ تیرماه ۱۳۹۶ شمسی منتشر نموده است، عنوان کرده است، رژیم ایران در سال گذشته میلادی پیشاپیش همه کشورهای حامی تروریسم بوده است که رهبری اصلی این ترورها را سپاه تروریستی پاسداران و شاخه برون مرزی آن یعنی سپاه تروریستی قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی، برعهده دارد.

روحانیون حاکم بر ایران، سپاه پاسداران را به عنوان یک وزنه نظامی و ایدئولوژیک در مقابل با ارتش راه اندازی کردند تا اطمینان حاصل کنند که هیچ انقلابی علیه انقلاب اسلامی و جهت غلبه بر آن، در ایران رخ نخواهد داد. بوجود آمدن سپاه پاسداران و هدف موازی و اساسی آن دقیقا همان هدف آدولف هیتلر از (نیروهای ویژه هیتلر و حزب آلمان نازی) که جهت کنترل ارتش منظم آلمان بوجود آمده بود تا بدینوسیله نیات ایدئولوژیک خود را در بین مردم منتشر کنند و به عنوان الیت در آلمان نازی، به فتح جهان بپردازند.

جمهوری اسلامی ایران اکنون با همپیمانی با روسیه از یک سو و تامین منافع اقتصادی برخی از کشورهای اروپائی و تامین مایحتاج برخی از کشورهای تحریم شده از طریق بازار سیاه از سوی دیگر و تامین منافع اقتصای چین از سوی دیگر، در حال تبدیل شدن به غولی خطرناکتر از کره شمالی کنونی است که بدون حتم با توجه به تفاوت بنیادین بین کره شمالی و جمهوری اسلامی ایران و ایدئولوژیک محض بودن جمهوری اسلامی و حرکت آن در امتداد مغایر با دمکراسی، آزادی، حقوق فردی و شهروندی و اعتقاد به شعار “هدف وسیله ا توجیه می کند” و بکارگیری نیروهای مذهبی کشورهای همسایه و استفاده از فقر اقتصادی و فرهنگی شیعیان دیگر کشورهای همجوار ایران و حتی گسترش تشیع از طریق منافع مادی، درآینده کنترل ناشدنی خواهد بود، حقیقتی که کشورهای منفعت طلب با سیاستمداران قدرت طلب و جوانش باید از هم اکنون بدان پی بیرند که فردا دیر است.

کشورهائی که اکنون بر این اندیشه اند که جمهوری اسلامی از طریق تحریمها کنترل شدنی است و یا به نیروهای اصلاح طلب این نظام دل بسته اند می توانند، مروری بر سیاستهای داخلی و خارجی هر کدام از هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، محمد اجمدی نژاد و حسن روحانی کنونی داشته باشند تا دریابند که این خانه از پای بست ویران است و هیچ تفاوتی در مهره ها وجود نداشته و در اصل مرز بین این دو جناح، مرزی فرضی و خیالی است.

ترور رهبران کورد و قتلهای زنجیره ای و ترور بیش از ۳۵۰ تن از کادرها و پیشمرگ و اعضای احزب شرق کوردستان و حمله به احزاب کورد در داخل خاک اقلیم کوردستان در سال ۱۹۹۲ در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی رخ داد. وقایع هجده تیر یا حمله به کوی دانشگاه تهران و شکنجه و ضرب و شتم و تعرض به دانشجویان دانشگاه تهران در دوره ریاست جمهوری روحانی رخ داد، سرکوب مردم در سال ۱۳۸۸ شمسی و کهریززک در زمان محمود احمدی نژاد رخ داد و اکنون را هم که همگان واقف هستند. از سوی ایران در فهرست کشورهای «سطح سوم» از حیث قاچاق انسان قرار داد.

ترور در کشورهای عربی، تاجیکستان در کشتارهای دهه ۹۰، پشتیبانی و حمایت از طالبان افغانستان بنا بر اسناد خود این گرو تروریستی، حمایت از حشدالشعبی، حوثی ها، حماس و حزب الله و دهها گروه تروریستی دیگر و دامن زنی بر تفرقه های مذهبی و دینی در کشمیر پاکستان و افغانستان و اخیرا، اقدام برای جمع آوری اطلاعات در رابطه با اسرائیلیها و یهودیان در آلمان و نیز ترور رفیق مبارزمان، احمد نیسی در کشور هلند، نمونه هایی محرز و غیرقابل انکار ترورهای جمهوری اسلامی ایران و تروریسم بین الملل می باشد.

ایران قدرتی نیست که بتواند به پیروزیهایش بسنده کند، رژیم رادیکال بی پروای آن قصد دارد تا منطقه را تحت سلطه و اسرائیل را نابود کند. احتمال برخورد ایران و اسرائیل هرگز تا این اندازه نزدیک نبوده و ایران پایگاه های خود و کارخانه های موشکی در سوریه برای ایجاد یک جبهه دوم را در شمال اسرائیل، بنا نهاده است.

اینک زمان آن فرا رسیده است که کشورهای جهان، در چارچوب تلاش‌های خود برای شکست گروه‌های تروریستی، با حکومت‌هایی چون حکومت ایران که از «گروه‌های تروریستی و ستیزه‌جویان افراط‌گرا» حمایت می‌کنند، مقابله کنند.

در پایان تاکید میکنم با توجه به اینکه، گسترش وسیع ژئوپلیتیک ایران، مهمترین و در عین حال خطرناک ترین پیشرفت در خاورمیانه طی این قرن است تا زمانی که این رژیم حاکمیت ایران را در دست داشته باشد روز به روز دیکتاتور تر میشود و با سرنگونی این رژیم است که میشود به ثبات منطقه و حتی جهان خوشبین بود.